الملا فتح الله الكاشاني

152

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

هيچ دانشى * ( إِلَّا اتِّباعَ الظَّنِّ ) * ليكن پيروى كردند گمان را يعنى بر طريق ظن و گمان چيزى ميگفتند نه بر سبيل علم و يقين در انوار گفته اين استثناى منقطع است اى ( و لكنهم يتبعون الظن ) و جايز است كه شك مفسر باشد به جهل و علم مفسر بود باعتقادى كه نفس به آن اطمينان و سكون پيدا كند خواه بر سبيل جزم يا ظن راجح پس استثنا متصل باشد * ( وَما قَتَلُوه يَقِيناً ) * و نكشتند عيسى را كشتنى بيقين هم چنان كه دعوى ميكردند كه * ( إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ ) * و ميتواند بود كه نصب يقينا بر حاليت باشد اى متيقنين يعنى نكشتند او را در حالتى كه متيقن بوده باشند بر آنكه مقتول او است و گويند معنى آنست كه ما علموه علم اليقين يعنى بيقين او را ندانستند ( من قولهم قتلت الشيء علما اذا تبالغ علمك فيه ) يعنى در علم او مبالغه و جد و جهد نكردند تا حقيقت حال او بر ايشان ظاهر گردد و اول اصح و اشهر است و اليق بسياق آيه پس به جهت انكار قتل او و ثبات رفع او از كلام ايشان اضراب كرده ميگويد * ( بَلْ ) * نه چنانست كه او را كشته باشند بلكه * ( رَفَعَه اللَّه ) * خدا برداشته است او را بجانب خود يعنى بجايى كه كسى را حكم نباشد مگر خداى را و يا او را به محل كرامت او رسانيد كه آن آسمان است و ارجاع ضمير به خود جهت غايت تعظيم است مر عيسى را و مزيت تفسير و تفصيل اين در آيه و رافعك كه در سوره آل عمرانست مذكور شد * ( وَكانَ اللَّه عَزِيزاً ) * و هست خدا غالب در آنچه خواهد از رفع عيسى و انتقام او از يهود * ( حَكِيماً ) * حكم كننده بلعنت يهود يا تدبير كننده بحكمت در مهم عيسى از حضرت رسالت صلَّى اللَّه عليه و آله مرويست كه فرمود در شب معراج عيسى را در آسمان چهارم ديدم بعد از آن او سبحانه خبر ميدهد به اين كه هيچكس از يهود و ترسا نباشد مگر كه پيش از موت عيسى كه قريب بساعت قيامت باشد ايمان آرند و ميفرمايد كه * ( وَإِنْ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ ) * و نيست از اهل كتاب يكى * ( إِلَّا لَيُؤْمِنَنَّ بِه ) * مگر آنكه البته ايمان آرد بعيسى عليه السّلام يعنى تصديق كند به آنكه او بنده و فرستادهء خدايست * ( قَبْلَ مَوْتِه ) * پيش از موت او كه بعد از نزول او باشد از آسمان به زمين و گويند ضمير ثانى راجع باحد است يعنى هيچكس نباشد از اهل كتاب مگر او كه تصديق نبوة عيسى كند پيش از آنكه بميرد آن كس و اگر در وقت زهوق روح بود ايمان او را نفع ندهد جهت آنكه در حين ديدن علامات عذاب آخرت باشد كه زمان سقوط تكليف است و لهذا اين را ايمان يأس گويند و بنا بر اين كلام وعيد است مر ايشان را و تحريص بر معاجلة ايشان بايمان قبل از آنكه مضطر و ملجأ شوند